|
زشیر شتر خوردن و سوسمار عرب رابه جایی رسیدست کار که تاج کیانی کند آرزو تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
|
داستان شگفتانگيز ظاهر شدن رافائيل در اوستا، دو بار هنگام ذكر نام زرتشت، از ري (رگها) نام برده شده است و نيز متون پهلوي و روايات، ري را زادگاه مادر پيغمبر باستاني ايران شمردهاند. براساس مستندات تاريخي، ري سرزمين مادها بوده است.
شهر «ري» كه اكنون هويت تاريخياش بر اثر توسعه شهري رنگ باخته و آثار و بناهاي باستاني آن زير ساخت و سازهاي غيراصولي مدفون شده است، زادگاه پيامبر ايرانيان باستان «زرتشت» بوده و در دورههاي مختلف پايتخت سلسلههاي بزرگ پادشاهي و بستر بسياري حوادث مهم و سرنوشتساز در تاريخ ايران بوده است.
در بسياري از متون تاريخي درباره تولد زرتشت در ري مطالبي نوشته شده كه از آن جمله ميتوان نوشتهاي از كتاب «مزدينسا» از قول «هرتسفلد» را نام برد كه در آن آمده است: «زرتشت در خانه پدر خويش پورشاسبه (پورشسب) در رگا متولد شد.»
همچنين در كتاب حبيبالسير آوردهاند: «... شهرستاني از موبدان محبوس نقل كرده، كه مادرش (زرتشت) از ري بود ... .»
شهر ري در متون تاريخي از جمله مهمترين شهرهاي ايران معرفي شده و حتي در بسياري از اسطورههاي كهن از آن به عنوان شهري آباد و پررونق نام برده شده است. چنانچه در يسناي 19 بند 18 از اين شهر با نام «ري زرتشتي» ياد شده و آمده است: «كدام (هستند) ردها؟ ... كدام (هستند) ردهاي اين (ممالك) آن خانواده و آن ده و آن ايالت و آن مملكت (و) زرتشت پنجمياست علاوه بر آن در يسنا 19 پاره 18 آمده (همان / ص 64) هر كشوري پنج رد است: «نخست رد خانواده، دوم رد ديه، سوم رد پرگند (ايالت)، چهارم رد كشور، پنجم رد مينوي، اما در سرزمين ري فقط چهار رد است؛ زرتشت در آنجا هم رد مينوي است و هم رد جهاني و خاكي.»
در ونديداد، يكي ديگر از پنج بخش اوستاي موجود، در فرگرد اول كه در باب آفرينش زمين و كشورهاست، در بند 16 بدين وجه آمده است:
«دوازدهمين كشور با نزهت كه من، اهورامزدا، آفريدم، ري (رغه) با سه نژاد است. اهريمن پرمرگ بر ضد آن آفت بياعتمادي پديد آورد.»
جكسن در سفرنامهاش درباره «ويرانههاي ري، شهر باستاني رگا» مينويسد: «تاريخ بناي شهر رگا يا ري در بوته فراموشي گم شده است، اما روايات موجود تاسيس آن را به هوشنگ نخستين پادشاه ايران در هزاره چهارم پيش از مسيح نسبت ميدهند. بنا بر مندرجات كتاب مقدس كه در آن ري، راگس يا راگو ناميده شده است، شهر بايد در قرن هفتم يا هشتم پيش از ميلاد بسيار پررونق بوده باشد، زيرا در كتابهاي طوبيت و يهوديت از آن به عنوان يكي از شهرهاي مهم و معاصر با نينوا و اكباتان نام برده شده و در داستان شگفتانگيز ظاهر شدن رافائيل در اوستا، دو بار هنگام ذكر نام زرتشت، از ري (رگها) نام برده شده است و نيز متون پهلوي و روايات، ري را زادگاه مادر پيغمبر باستاني ايران شمردهاند.»
در كتاب توبيت، داستاني از داستانهاي دوره اسارت يهود در باب اول، بند 14 ذكر شده «من به كشور مديا (ماد) رفتم، و ده تالان نقره نزد گابائل برادر گابرياس، در شهر راگس (ري) به امانت گذاشتم.»
همچنين در كتيبه بيستون، ستون دوم بند 13 ثبت شده است كه پس از آن فرورتيش با سواران كمي كه نسبت به او باوفا بودند به طرف ري كه در ماد است رفت و در حال من سپاهي به قصد او فرستادم، فرورتيش دستگير شد و او را نزد من آوردند ...
و نيز در بند اول از ستون سوم آمده:
«پس از آن سپاه پارس را از ري نزد ويشتاسپ فرستادم.»
براساس مستندات تاريخي ري سرزمين مادها بوده است به طوري كه در كتاب ايران باستان جلد 1 و 3 آورده شده است:
«بعضي به سه ماد قائلند:
1 _ ماد بزرگ يا عراق عجم قرون بعد.
2 _ ماد كوچك يا آذربايجان.
3 _ ماد رازي يا مملكت ري.
ولي بيشتر ماد رازي را جزو ماد بزرگ به شمار ميآورند، چنانچه ري تا اين اواخر جزو عراق عجم به شمار ميآمد ... .»
و همچنين در كتاب پارتيان (ص 52) پادشاه ماد بزرگ، پايتختش همدان و ري بوده است.
«ري» سرزمين حوادث مهم تاريخي بوده و ميدان تاختوتاز بسياري از پادشاهان و مبارزان قرار گرفته است چنانچه در ايران باستان آمده است: «اسكندر به واسطه سرعت حركت بيماريهاي زياد در راه گذاشت و عده كثيري از اسبان او تلف شده با وجود اين به همان سرعت تاخته روز يازدهم به ري رسيد ... چون اسكندر اميد نداشت كه به داريوش برسد، پنج روز در ري ماند و استراحت به قشون خود داد. بعد اگزيداتس را كه داريوش گرفته و در شوش زنجير كرده بود، والي ماد كرد. پس از اسكندر، قشون خود را به طرف پارت راند.»
ابن اثير نيز در الكامل آورده است: «بعد از اينان (جانشين اسكندر) مردي كه اشك نام داشت و از اولاد داراي بزرگ و از شهر ري برخاسته بود سپاهي عظيم گرد كرد و به تعقيب انطيخس پرداخت.»
شهر ري پايتخت و اقامتگاه بسياري از سلسلههاي بزرگ تاريخ ايران بوده است چنانچه پيرنيا از قول ابن اثير مينويسد: «... سپس شخصي كه نامش اشك بود خروج كرد. او از اولاد «داراي» اكبر بود و در ري به دنيا آمد.»
و در جاي ديگر ميگويد: «به عقيده مورخان قرون اسلامي پايتخت اشكانيان ري بوده است.»
و نيز در (ص 2311) ميآورد: «در باب ري آتنه ميگويد كه اقامتگاه شاهان اشكاني در بهار بوده و اين خبر بايد صحيح باشد. زيرا ري را ارشكيه ميناميدند و به قول ايزيدور خاراكسي، ري از تمامي شهرهاي ماد بزرگتر بود.»
خاندان مهران _ يكي از هفت خاندان اشرافي پارتي _ در ري (بودند) اين اميران «نئودال» در قلمرو خاص خويش فرمانروا بودند.
اشميت باستانشناس آمريكايي كه در سالهاي 1312 به كاوش و حفاري در شهر ري پرداخته در يكي از اطلاعيههاي خود در رابطه با نتايج كاوش در چشمهعلي مينويسد: «در چشمهعلي معبد پارتها روي سطح خاك بود و بقاياي دوره پيش از تاريخ در زير اين معبد پارتي به دست آمد.»
در كتاب اسنادي از باستانشناسي در ايران به كشف «دو عدد مجسمه مفرغي، تعداد دو سكه عهد اشكاني و ساساني و ...، اشاره ميشود كه در تاريخ 18/8/1340 از منزل محمدعلي نامي واقع در پل سيمان (شهر ري) به دست آمده است.»
در فهرست بزرگان و درباريان شاپور اول از دبيربد و بازاربد و دبيري از ري (رشتات دبير از مهرانها و از شهر ري) ياد شده است.
در كتيبه شاپور «شاه سكستان» بر سردر كاخ داريوش در تخت جمشيد (به سال 312 ميلادي) اشاره به يك شخصيت اهل ري شده است كه: «آنگاه كه شاپور سكانشاه ... از كاخ خداوند ايشان روانه خير شد به تخت جمشيد آمد و كنار اين بنا شراب نوشيد و بهرام فرزند نهوهرميزد اندرزبد سكستان و نعنرسي فرزند و راز ودون (Den) فرزند ريومهر شرب و نرسي دبير (پير) و ديگر آزادگان پارس و سكستان و تورستان و فرستادگان همه سرزمينها همراه او بودند ...»
ابن اثير (اخبار ايران از الكامل / ص 75) نيز آورده است: «بهرام گور (بهرام سپس يزدگرد) متوجه شد كه عدهاي از روساي ديلم به طرف ري هجوم آورده و به قتل و تاراج پرداختهاند و مرزداران ري نتوانستهاند جلو آنان را بگيرند و ناچار خراجي مرتب ميپردازند. اين امر به بهرام گران آمد و يكي از مرزبانان را با لشكري گران به طرف ري اعزام كرد و بهرام در اين جنگ شخصا شركت داشت، رييس ديالمه را به اسارت گرفت. او پس از تسلط بر تركان دستور داد شهري بنا كردند و آن را «فيروز بهرام» نام نهادند ... .»
اين است شهر ري، شهري با عظمت و پيشينه بسيار غني كه در طول تاريخ با نامهاي «امالبلاد»، «شيخالبلاد»، «عروسالبلاد»، «بابالابواب»، «سوقالعالم»، «بلدهالبلاد»، «سكه جهان» و «ماه جهان» خوانده شده است.
ولي اكنون از اين شهر تاريخي جز ويراني و اسطورههاي حك شده بر متون تاريخي چيزي نمانده است و اين است سرانجام رد مينوي، رد جهاني و رد خاكي.
تخت جمشید-زیگورات چغازنبیل-میدان نقش جهان-تخت سلیمان-پاسارگاد-ارگ بم-گنبدسلطانیه-بیستون
۸ اثر ثبت شده جهانی ایران هستند.
ما از توضیح پیرامون تخت جمشید-میدان نقش جهان-پاسارگاد-بیستون صرفنظر میکنیم چون در گذشته به توضیح آثار یاد شده بارها پرداخته ایم.
زیگورات چغازنبیل
در 45 کیلومتری جنوب شرقی شهر شوش یکی از اعجب انگیزترین آثار باستانی جهان متعلق به 3200 سال پیش مشهور به زیگورات چغازنبیل وجود دارد . چغازنبیل به ساختمان طبقاتی معبد ایلامیان که توسط اونتاش گال پادشاه این قوم در سال 1250 قبل از میلاد ساخته شد اطلاق می شود . این بنا با ابعاد 105*105 متر وارتفاع 53 متر( در گذشته 52 متر ارتفاع داشته است واکنون 25 متر از آن باقی است) از بزرگترین زیگوراتهای جهان محسوب می شود .
عملیات باستان شناسی در این بنا از حدود سال 1325 خورشیدی آغاز گردید وتا سال 1341 ادامه داشت . چغازنبیل به بنای زیگورات محدود نمی شود بلکه مشتمل به حصاری است که با وسعت 800*1200 متر حول یک مجموعه گرد آمده است . محوطه مقدس چغازنبیل از طریق هفت دروازه با محیط اطراف ارتباط دارد . در درون این مجموعه سه معبد با حیاطهای سنگ فرش وانبارهای متعدد آلات وادوات جنگی قرار دارد .
تخت سلیمان
ارگ بم
ارگ بم يکی از زيباترين و بزرگترين بناهای خشتی جهان محسوب می شود و به شکل قلعه ای پرشکوه بر فراز تپه ای به ارتفاع 61 متر و با مساحت 20 هکتار از لحاظ هيبت ساختمانی بی نظير است.
ارگ بم مربوط به قبل از حکومت ساسانی و احتمالاً در دوره اشکانی ايجاد شده و چند حصار و دروازه در اطراف آن وجود داشته است. ساکنين قلعه بم معاش خود را از راه کشاورزی و پارچه بافی می گذرانده اند.
زندگی در ارگ از تاريخ ايجاد قلعه تا اواسط دوره قاجاريه (تا 180 سال پيش) بطور مداوم جريان داشته است.
مصالح عمده بناهای ارگ چينه , خشت خام و ملات گل رس است که در برخی از قسمتها آجر سنگ لاشه نيز بکار رفته است.
مجموعه ارگ بم دارای مسجد جامع , نمازخانه , حسينيه , کاروانسرا , آب انبار , ميدان , مدرسه , حمام , زورخانه و تعدادی خانه های قديمی در بخش عامه نشين می باشد و بخش حاکم نشين نيز ساختمان چهار فصل , اصطبل , سربازخانه و خانه حاکم نشين را شامل می شود.
گنبدسلطانیه
مجموعه سلطانیه، در سال 703 هجری قمری، بهدست سلطان محمد خدابنده ساخته شد.گنبد سلطانیه بهمنظور آرامگاه و محل دفن سلطان محمد ساخته میشود اما او در اواخر عمرش وصیت کرد که در داخل سردابه "بنا" دفن شود.
با حفاریهای انجام شده در سردابخانه، تعدادی جنازه پیدا شده، ولی سنگ قبر یا نوشتهای که ثابت کند مقبره سلطان محمد خدابنده در آنجا وجود دارد، پیدا نشده است.
گنبد سلطانیه که بلندترین گنبد آجری دنیاست با 5/48 متر ارتفاع، در فاصله سالهای 703 تا 713 هـ.ق ساخته شد، تزیینات داخلی و خارجی آن، سه سال بهطول انجامید.
داخل بنا دو دوره تزیینی دارد: دوره اول که از آجر و کاشی استفاده شده، مربوط به زمانی است که سلطان محمد در مذهب تشیع بوده و دوره دوم تزیینات گچی را شامل میشود که همزمان با گرایش وی به تسنن صورت گرفته است.مجموعه سلطانیه سه طبقه دارد که از کل آن بهعنوان آرامگاه و مسجد استفاده میشده است.
ضلع جنوبی ساختمان بنایی الحاقی است که چون با مخلوطی از خاک کربلا ساخته شده، به آن تربتخانه گفته میشد و حکم نمازخانه مجموعه را داشت.
گنبد سلطانیه، با چنین عظمت و ارتفاعی مانند آپارتمانهای 16 طبقه، نیممتر پی دارد و در قسمتهایی که زمین سستتر است، عمق پی به 90 سانتیمتر هم میرسد.
هشت ضلعی بودن بنا و قطر هفت متری ستونها باعث استحکام بنا شده و بههمین دلیل در فاصله 700 سال، فقط هشت سانتیمتر (در هر قرن، یک سانتیمتر) نشست داشته که بسیار خارقالعاده است.
طبقه اول گنبد سلطانیه، هشت ایوان به سمت داخل، یکی در میان تزیینات مقرنس دارد که دوره اول تزیینات، کاشیکاری و دوره دوم آن گچبری است.
از پنج نمونه نردههای چوبی اطراف این ایوانها، تنها 3 نمونه باقی مانده است. جنس این چوبها که از لبنان و هند آورده شده، از ساج است و بعداز 700 سال تغییری نکردهاند. ضمن اینکه در ساخت این نردهها، از چسب و میخ استفاده نشده است.
تأسفانه برخی از مردم، بر روی این نردههای نفیس، یادگاری نوشتهاند که جای تأسف دارد.
طبقه دوم هشت ایوان به سمت خارج دارد و در هر ایوان سه طرح گچبری متفاوت و در مجموع 24 طرح تزیینی به چشم میخورد.
در طبقه سوم، دو گنبد با هشت مناره وجود دارد که برای اذان گفتن و دیدهبانی از آنها استفاده میشده است.
بر روی در یکی از طاقهای ایوان، کتیبه آیـةالکرسی بهصورت برجسته با تلفیقی از آجر و کاشی بهکار رفته که یکی از زیباترین و نفیسترین تزیینات موجود در بنا است.
در بعضی از طاقهای این ایوانها پارچه معلقی دیده میشود که نشان از بهکارگیری گچبری پیشساخته در این طاقها دارد.
در ورودی بنا در قسمت شرقی آن واقع شده است. بنا به روایتی از آنجا که خورشید از شرق طلوع میکند، سلطان محمد از این در وارد میشده و به همین دلیل تزیینات منحصربهفردی بر روی در آن بهکار رفته است.
منبع شعر زیر وبلاگ نوشته های یک ایرانی که در پیوندها نیز قرار دارد می باشد.
جشن تیرگان
خجسته باد.
گویند در این روز(آرش شواتیر) از کوه (رویان) تیر بینداخت و تیر او در میان کوهی بین فرغانه و تخارستان بر درختی عظیم اصابت کرد و همان جا مرز میان ایران و توران شد و به این ترتیب همه ی سرزمین هایی که افراسیاب پادشاه توران از منوچهر پادشاه ایران گرفته بود به ایران بازگشت و به همین سبب ایرانیان این روز را جشن گرفتند و سنت ایرانیان آن بود که در این جشن نان تازه می پختند و میوه های تازه می خوردند.جشن تیرگان دو روز به درازا می کشید روز نخستین یعنی تیر روز را تیرگان کوچک و دومین روز یعنی گوش روز را تیرگان بزرگ می نامیدند.در سبب پیدایش این جشن داستانی وجود دارد:( در این روز چون کیخسرو از جنگ با افراسیاب باز می گشت بر سر چشمه ای تنها ماند و همانجا به خواب رفت یا به قولی فرشته ای بر او نازل شد و او از بیم بی هوش گردید.بیژن پسر گیو از پس او برسید و آب بر چهره ی پادشاه پاشید تا به خود باز آمد.) چونه کیخسرو از مقدسین آیین مزدایی و از جمله ی جاویدانان است بهدینان بدان واقعه تبرک جستند و در روز تیرگان خود را در آب چشمه ها می شستند.
ایرانیان ما دارای فرهنگ و تمدن پرباری هستیم و باید آن را پاس بداریم تا دست دشمنان نابخرد و یاوه گویان بیگانه که شب و روز در تلاطم برای نابودی آن هستند کوتاه بماند.
در اوایل قرن سوم، طاهر بن حسین، یکی از سرداران مأمون عباسی از طرف او امیر خراسان شد و بدلیل آن که عدم اطاعت خود را از مأمون اعلام کرد، اولین حکومت مستقل ایرانی بعد از اسلام در ایران تشکیل شد و حکومت او به طاهریان معروف شد. در زمان طاهریان نیشابور به پایتختی برگزیده شد.
طاهریان در جنگ با خوارج در شرق ایران به پیروزی دست یافتند و سرزمینهای دیگری مانند سیستان و قسمتی از ماوراءالنهر را به تصرف در آوردند و نظم و امنیت را در مرزها بر قرار کردند. گفته میشود که در زمان حکومت طاهریان، به جهت اهمیت دادن آنان به کشاورزی و عمران و آبادی، کشاورزان به آسودگی زندگی میکردند.
در زمان طاهریان قیامهای بابک و مازیار که به ترتیب در اذربایجان و طبرستان(مازندران)رخ داد باعث شد که انها از توجه به شرق ایران باز دارد.به همین دلیل خوارج دست به شورش زدند.اخرین امیر طاهری محمدبن طاهرنیز فردی مقتدر نبود.در نتیجه حکومت طاهریان رو به ضعف نهاد و سرانجام در میانههای سده سوم هجری به دست یعقوب لیث سرنگون شد.
امیران خانواده طاهریان عبارت اند از:
برگرفته از ویکی پدیا
