ترکیب قوم آریایی با اقوام کهنی که پیش از آنها در منطقه فلات ایران ساکن بودند ، ملتی را پدید آورد که در طول هزار سال ، سلسه ای از تمدن ها و امپراطوری های بزرگ را در جهان کهن به وجود آورد . این ملت با بهره گیری از میراث تمدن های کهن تر از خود نظیر بابل ، اورارتو ، آشور و عیلام ، تمدن و دولتی بزرگ را بنیان افکند و با وجود فراز و نشیب فراوان و شکست ها و فروپاشی ها ، فرهنگ ، ابنیه ، زبانها ، مذاهب و بسیاری دستاوردهای دیگر را نصیب تاریخ جهان نمود .
حمله اسکندر و هجوم یونانیان چندی استقلال سیاسی و سپس فرهنگی را از این ملت و سرزمین گرفت اما بازهم با رستاخیزی فرهنگی و سیاسی ، حکومت و دولتی برخاسته از ویژگی های سرزمینی و ملی به وجود آمد و صد ها سال ، سرداران و فاتحان بزرگ رومی را پشت آب های فرات وادار به شکست و سرافکندگی نمود .
یکی از مشهور ترین حاکمان رومی یعنی کراسوس ، در زمانی که دولت روم در حال اوج گیری بود ، و نه هنگامه ضعف یا ناتوانی اش ، بدست سرداران و لشگر های پارتی با همه سپاهیانش نابود شد . گویند این شکست کاملا روم را تکان داد و متوجه خطر پارت ها نمود . همین اتفاق در زمان ساسانیان هم تکرار شد و سه امپراطور رومی توسط لشگر های ایرانی ، کشته شدند و به اسارت درآمدند و وادار به صلح شدند .
اما نکته بسیار جالب آن است که ایرانی در اکثر اوقات ویژگی اش کشور گشایی نبوده است .ما هدف فاتحان و زورگویان بوده ایم اما نه مغلوب ایشان . چرا که همواره این فرهنگ و هنر و اندیشه ایرانی بوده است که قوم فاتح را اسیر و مفتون خویش می ساخت . هرودوت تاریخ نویس یونانی ، کمبوجیه فرزند و جانشین کورش را بد می گوید اما کتیبه ها و نوشته های مصری ، که از زیر خروار ها خاک بدست آمده اند ، او را چون حاکمی دادگر می ستایند .
+
نوشته شده در
85/04/31ساعت 16:16 توسط امیر حسین
|
ستارهشناسی و گاهشماری هخامنشی
بررسیهايی که بهروی رصدخانهی خورشيدی نقش رستم صورت گرفت و نيز کتيبههای ميخی ستارهشناسی که از ۲۵۰۰ سال پيش و همزمان با عصر هخامنشی بهدست آمده است٬ نشان میدهد که هيچيک از آگاهیهايی که تا اينجا دربارهی حرکتهای خورشيدی بيان شد از ديدگاه دانشمندان آن روزگار پنهان نبوده است.(نگاه شود به صفحههای ۱۱ تا ۲۳ کتاب رصدخانهی خورشيدی نقش رستم نوشتهی رضا مرادی غياث آبادی)
ستارهشناسان ۲۵۰۰ سال پيش قاعدههای حرکت خورشيد٬ ماه و سيارهها و ستارگان و دورههای ساروسی را استخراج کرده بودند و پديدههای آسمانی از قبيل خورشيدگرفتگی و ماهگرفتگی را پيشبينی میکردند و در کتيبهای از زمان داريوش اول حتی محل ديده شدن آن تشخيص داده شده است٬ کاری که امروزه در ايران تنها از عهدهی چند تن از دانشمندان اخترشناس برمیآيد٬ دانشمندانی که جانشين ستارهشناس بزرگ هخامنشی بهنام «نابوريمانو» هستند.
کتيبهها نشان میدهند که در سالهای ميان ۵۲۲-۵۲۹ پيش از ميلاد و همزمان با پادشاهی کمبوجيه فعاليت علمی او آغاز شد و کتيبهی معروف «کمبوجيه ۴۰۰» در رصد ماه و مشتری و زهره و رحل و مريخ(ناهيد و کيوان و بهرام) يادگار دانش خلاقهی اوست. در اين متن رصد دقيق ماه و سيارهها و محاسبههای مربوط به طلوع و غروب آنها بهدقت نوشته شده است؛ بهطوری که نمیتوان مراتب تحسين خود را از آن محاسبههای شگفتانگيز پنهان داشت.
کتيبهها حکايتکنندهی آن است که در سالهای ۴۴۰-۵۴۰ پيش از ميلاد و همزمان با نيمهی نخستين دورهی هخامنشی(۳۳۰-۵۵۰ پيش از ميلاد) دانش ستارهشناسی به حدی از پيشرفت خود رسيده بوده است که در همهی سرزمينهای تابعهی ايران هخامنشی تاثير و گسترش شگرف داشته است.
در مصر سبب تجديد زندگی و شکوفايی ستارهشناسی و هندسه میشود و دانشمندی ايرانی در زمان داريوش اول به مصر اعزام و مامور تشکيل و تاسيس فرهنگسراها و تجديد سازمان کتابخانهها و بنيادهای علمی در مصر میشود.
گزارشهای يونانی از سدهی ششم پيش از ميلاد حاکی از سفرهای دانشمندان يونانی به ايران است. در ميان اين گروه نام فيثاغورس نيز به چشم میخورد. اينان در انتقال دانش و انديشه از شرق به غرب نقشی قابل توجه داشتند.
به گزارش هرودت اين گروه مفهوم قطبها و آفتابسنج و تقسيم دوازدهگانهی روز و شب و کارکردن با رصدخانهی خورشيدی را با خود به يونان بردند و در اسپارت آفتابسنج يا رصدخانهی خورشيدی ساختند که علاوه بر اعتدالهای بهاری و پاييزی و انقلابهای تابستانی و زمستاني٬ ساعتهای روز را هم نشان میداد.
در سال ۵۳۰ پيش از ميلاد و همزمان با آغاز پادشاهی کمبوجيه٬ دانش ستارهشناسی در بابل و ميانرودان شکوفا شد. در اين دوره نظريههای ماه و سيارهها و نظام کبيسهکردن سال استخراج میشود و برای رصد اجرام آسمانی کوششهای بسيار صورت میپذيرد.
رصد مشتری که در زمان کمبوجيه آغاز شده بود منجر به تدوين نظريه ی حرکت سيارهی مشتری شد که در زمان داريوش اول منتشر گرديد. نظريههای گردش زحل و مريخ به دنبال آن تنظيم و تدوين شد.
در زمان حملهی اسکندر٬ برادرزادهی ارسظو شماری از متنهای نجومی را به درخواست عمويش برای او به يونان گسيل داشت٬ اما اسکندر و جانشينانش متنهايی را که پيشبينیها و محاسبههای ياد شده در آن برايشان اهميت داشت گزينش و رونويسی میکردند و بقيهی کتيبهها که از نظر ايشان بیفايده بوده است٬ به نابودی کشيده شدند. پس از اسکندر بناهای علمی به معبد و کاهنان دينی به اداره امور آن گماشته شدند.(Vander Waerden , Bartel L. The Brith of Astronomy, Leydon, 1971 و ترجمهای عالی از اين اثر: واندرودن٬ بارتل. پيدايش دانش نجوم٬ ترجمهی همايون صنعتیزاده٬ تهران٬ ۱۳۷۲)
بررسی رصدخانهی خورشيدی نقش رستم اين نطريهی قديمی که: آغاز سال هخامنشی روز اول مهرماه بوده است٬ را تاييد میکند. سال هخامنشي٬ سال خورشيدی حقيقی و از اعتدال پاييزی تا اعتدال پاييزی بعدی بوده است. جشن بزرگ آنان جشن مهرگان بوده است که در اول مهرماه و همزمان با جشنهای سال نو٬ و يا پيرو گاهشماری اوستايی در روز مهر از ماه مهر انجام میشده است. سازوکارهای دقيقی برای سنجش نزديکشدن و آغاز سال نو در رصدخانهی خورشيدی نقش رستم طراحی و تعبيه شده است.
پس از مهرگان٬ جشن نوروز بزرگترين جشنهای ساليانهی آنان بوده است. آفتابسنجهای رصدخانهای نقش رستم همچنين اين واقعيت مهم را نشان میدهد که برخلاف عقيدهی رايج٬ ايرانيان باستان از واحد هفته استفاده میکردهاند.
ستارهشتاسی و پيشبينی گردش اجرام آسمانی تبديل به غيبگويی و رمالی و فالبينی شد. دانشمندان از کرسیهای علمی خود پايين کشيده شدند و آنانی که خود را واسطهی ميان زمين و آسمان میدانستند بر آن جايگاه پر ارج تکيه زدند و دريغا که گروهی از مردمان سادهانديش نيز دوام و استحکام آنان را فراهم ساختند. سادهدلانی که گمان میکردند ميان زندگی روزمرهی خود و گردش ستارهها ارتباطی وجود دارند و سرنوشت زندگی آيندهی خود را از اين قريبکاران جويا میشدند و کاهنان نيز که خود را نمايندهی نيروهای آسمانی معرفی میکردند چه ستمها و چه سوءاستفادههايی که از اين مردم بختبرگشته نکردند و نبردند. و در اين ميان بيشتر از همه ستمی که به جان و روان دانشمندان و به دانش و فرهنگ ايرانزمين رسيد.*
+
نوشته شده در
85/04/27ساعت 19:39 توسط امیر حسین
|
نظرتان راجع به این دو عکس چیست؟

+
نوشته شده در
85/04/16ساعت 19:57 توسط امیر حسین
|
۱۰ تیر جشن تیرگان
خجسته باد.

گویند در این روز(آرش شواتیر) از کوه (رویان) تیر بینداخت و تیر او در میان کوهی بین فرغانه و تخارستان بر درختی عظیم اصابت کرد و همان جا مرز میان ایران و توران شد و به این ترتیب همه ی سرزمین هایی که افراسیاب پادشاه توران از منوچهر پادشاه ایران گرفته بود به ایران بازگشت و به همین سبب ایرانیان این روز را جشن گرفتند و سنت ایرانیان آن بود که در این جشن نان تازه می پختند و میوه های تازه می خوردند.جشن تیرگان دو روز به درازا می کشید روز نخستین یعنی تیر روز را تیرگان کوچک و دومین روز یعنی گوش روز را تیرگان بزرگ می نامیدند.در سبب پیدایش این جشن داستانی وجود دارد:( در این روز چون کیخسرو از جنگ با افراسیاب باز می گشت بر سر چشمه ای تنها ماند و همانجا به خواب رفت یا به قولی فرشته ای بر او نازل شد و او از بیم بی هوش گردید.بیژن پسر گیو از پس او برسید و آب بر چهره ی پادشاه پاشید تا به خود باز آمد.) چونه کیخسرو از مقدسین آیین مزدایی و از جمله ی جاویدانان است بهدینان بدان واقعه تبرک جستند و در روز تیرگان خود را در آب چشمه ها می شستند.
+
نوشته شده در
85/04/10ساعت 16:59 توسط امیر حسین
|
پادشاهان سلسله هخامنشی:
۱-کوروش بزرگ(۵۳۰-۵۵۹ پیش از میلاد)
۲-کمبوجیه(۵۲۲-۵۳۰ پ.م)
۳-داریوش بزرگ(۴۸۶-۵۲۲ پ.م)
۴-خشایار شاه اول(۴۶۶-۴۸۶ پ.م)
۵-اردشیر اول(۴۲۴-۴۶۶ پ.م)
۶-خشایار شاه دوم(۴۲۴ پ.م) به مدت ۴۵ روز یا ۲ ماه
۷-سغدیان(۴۲۴ پ.م)
۸-داریوش دوم(۴۰۴-۴۲۴ پ.م)
۹-اردشیر دوم(۳۵۸-۴۰۴ پ.م)
۱۰-اردشیر سوم(۳۳۸-۳۵۸ پ.م)
۱۱-ارشک(۳۳۶-۳۳۸ پ.م)
۱۲-داریوش سوم(۳۳۰-۳۳۶ پ.م)
+
نوشته شده در
85/04/04ساعت 14:5 توسط امیر حسین
|





چو کشور ز دشمن پر آواز شد
در مرز بر دشمنان باز شد
نهادند پا اندر این بوم و بر
خم سیم و زر را گشودند سر
بزر نا کسان را دهان دوختند
کسان را همه خانمان سوختند
بدان تا فرومایه گردد بلند
فکندند آزادگان را به بند
چو خواهد شدن کشوری از میان
فرو مایه گردد در او مرزبان
دروغ آن زمان نزد ما بود گناه
که ما را نبودی چنین رسم و راه
چونا کس به ده کدخدایی کند
کشاورز باید گدایی کند
چو گردد کلانتر یکی تیره راه
شود پاسبان دزد را راهنما
سزاوار کیفر چو پاداش دید
هنرمند باید شود نا امید
چو گردد ستم دادودزدی هنر
کجا شاخ دانش دهد برگ و بر
چو دشمن گرامی شد و دوست خوار
بناچار پیش آید این روزگار
به شک بین که این زاده سودمند
مپیچید سر از پاسبانی بلند
اگر ما وفای سگان داشتیم
به دل مهر این خانمان داشتیم

+
نوشته شده در
85/04/01ساعت 12:37 توسط امیر حسین
|