تبليغاتX
تاریخ ایران
زشیر شتر خوردن و سوسمار عرب رابه جایی رسیدست کار که تاج کیانی کند آرزو تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
محمدحسن میرزا و ولیعهدش حمیدمیرزا!!!

محمدحسن ميرزا فرزند محمدعلي شاه قاجار، نايب السلطنه و وليعهد برادر بزرگ خود، احمد شاه قاجار در سال 1316 ق/ 1277 ش در تبريز به دنيا آمد. مادرش ملک جهان خانم دختر کامران ميرزا پسر ناصرالدين شاه بود.در آن زمان چون احمد شاه فرزند پسري نداشت، محمدحسن ميرزا در شعبان 1327 ق به ولايتعهدي او برگزيده شد. پس از پيروزي انقلاب مشروطه، شش ساله بود که به همراه پدرش به تهران آمد. تحصيلات مقدماتي را نزد معلمين سرخانه آغاز نمود و از کودکي به فرماندهي يکي از افواج تعيين شد. به همين سبب از همان ايام لباس نظامي با درجه سرهنگي به تن مي‌کرد.2


سال 1332ق/ 1914 م با آغاز جنگ جهاني اول و ورود بيگانگان به خاک ايران، اعلاميه بي طرفي ايران از سوي احمد شاه صادر شد. سال بعد با توجه به حضور نيروهاي روس در آذربايجان محمدحسن ميرزا عازم تبريز شد و مدتي زمام امور آن شهر را در دست داشت و بيشتر اوقاتش در آنجا به اتومبيل و موتورسواري، شکار و موضوع عکس شدن براي عکاس يا عکاسانش مي‌گذشت. در سال 1337 ق که احمد شاه در آستانه سفر نخست خود به اروپا بود وليعهد از تبريز به تهران احضار گرديد. پس از بازگشت احمد شاه از اروپا محمدحسن ميرزا بار ديگر به تبريز بازگشت. پس از چندي وليعهد  از تبريز به تهران آمد.

 ولیعهد اسبق ایران در عمر نسبتا كوتاه خود یك زن عقدى و پنج زن صیغه‏اى اختیار كرد. در هیجده سالگى با مهین‏بانو دختر ملك منصور میرزا شعاع‏السلطنه (دختر عمویش) ازدواج كرد و صاحب یك دختر شد به نام گیتى‏افروز ولى این ازدواج دوام زیادى نكرد و به جدائى انجامید. هنگامى كه در تبریز اقامت داشت با عزیز اقدس دختر یك بازرگان تبریزى ازدواج نمود و صاحب یك دختر شد به نام شمس اقدس. این دختر با دكتر خلیل ملك ازدواج كرد و در 1371 درگذشت. همسر سوم او همایون‏السلطنه قوانلو قاجار بود. از این زن صاحب یك پسر شد به نام سلطان حسین میرزا كه در انگلستان مهندسى كشاورزى تحصیل كرد و سرانجام در 1357 درگذشت. چهارمین همسر وى محترم‏السلطنه بود كه همراه محمد حسن میرزا به خارج نرفت و متاركه كرد و بعدها به همسرى سرپاس ركن‏الدین مختارى درآمد. محمدحسن میرزا از این خانم پسرى داشت به نام سلطان حمید میرزا كه بعد ها در نیروى دریائى انگلیس درجه‏ى افسرى داشت.

 احمد شاه قاجار در سال 1304 و به دنبال مصوبه مجلس شوراي ملي از سلطنت ايران خلع شد. او در اين دوران در اروپا حضور داشت و نيابت سلطنت او را محمدحسن ميرزا پدر شاهزاده حميدميرزا برعهده داشته است.

محمد حسن ميرزا مجبور به ترك ايران مي شود و به عنوان يك مخالف سياسي رضاشاه در پاريس اعلام سلطنت كرده و فرزندش حميدميرزا را به وليعهدي در تبعيد منصوب مي كند. اين همه در حالي است كه حميدميرزا مدت ها قبل از سقوط قاجار از تبريز كه به صورت سنتي محل زندگي شاهزادگان قاجار بوده خارج و به تركيه به ديدار پدربزرگش محمد علي شاه قاجار رفته و سپس در پاريس به پدرش مي پيوندد. حميدميرزا خود در بيان خاطراتش اذعان مي كند كه هنگام مواجهه با پدرش حتي يك كلمه فارسي نمي دانسته است و به جاي آن به زبان تركي با او سخن مي گفته و تا حدودي به زبان روسي نيز قدرت تكلم داشته است.
    به دنبال سقوط رضاشاه، انگليسي ها كه به دليل روابط پنهاني محمدرضا پهلوي با سفارت آلمان به او ظنين بودند تصميم گرفتند احتمال بازگشت يكي از شاهزادگان قاجار به سلطنت ايران را بررسي كنند، بدين ترتيب ديپلمات هاي ارشد انگليسي،محمد حسن ميرزا وليعهد احمد شاه و حميدميرزا قاجار فرزند او كه به اصطلاح وليعهدش محسوب مي شد را به ناهار دعوت كردند. در اين ديدار سر آنتوني ايدن، وزيرخارجه انگلستان حميدميرزا قاجار24 ساله را براي سلطنت بر ايران مي پسندد!با اين وجود تصميم بر اين مي شود كه شاهزاده و پدرش با دو وزيرمختار پيشين انگلستان نيز ديدار كند و نظر نهايي در اين خصوص به وزارت خارجه اعلان شود. با اين حال نيكولسون، ديپلمات انگليسي در يادداشت خود به وزارت خارجه انگلستان، شاهزاده حميد ميرزا را بسيار جذاب ولي بي منطق توصيف مي كند و حاصل ديدار را منفي مي داند چرا كه سلطان حميدميرزا حتي يك كلمه هم فارسي نمي دانسته است. بدين ترتيب اقدامات براي به تخت نشاندن سلطان حميدميرزا و بازگشت قاجارها متوقف مي شود چرا كه به اعتقاد انگليسي ها عدم تكلم شاهزاده به فارسي و همچنين اقامت و تحصيلات او در انگلستان به ضرر او در صحنه سياسي به كار مي رفته است.
    سال ها بعد،در ميانه دهه 30 همسر حسين علا، نخست وزير وقت در يك ميهماني در پاريس با شاهزاده قاجار آشنا مي شود و به او پيشنهاد مي كند به ايران بازگردد،حميدميرزا قاجار نيز از اين اتفاق استقبال مي كند و مدتي بعد با تاييد هيات دولت و نظر مساعد دربار پهلوي،آخرين وارث تخت طاووس در هيئت كارمند شركت نفتي»شل«به ايران بازمي گردد و در كشور خود مشغول به كار مي شود اين همه در حالي است كه حميد ميرزا در بازگشت به ايران هنوز به درستي فارسي نمي دانسته است. با اين حال حضور او در ايران و انتقادات گاه و بيگاهش از دولت وقت از چشم ماموران امنيتي شاه پنهان نمي ماند و چندباري براي بازجويي به ساواك و اطلاعات شهرباني احضار مي شود. شاهزاده قاجار رويارويي خود با ماموران امنيتي را چنين روايت مي كند:»آنها به دفتر من آمدند و گفتند كه مي گويند شما عكس شاه را از روي ديوار پايين آورده و آن را لگد كرده ايد؛كه از نظر فيزيكي نشدني بود.چون اين عكس حدود 20 تا 25 فوت بالاتر از سطح زمين روي ديوار و پشت ميز نصب شده بود. پس اگر مي خواستم آن را بردارم بايد اول با نردبان پشت ميز مي رفتم. به هر روي در ابتدا مرا به سازماني كه در فارسي به آن اطلاعات مي گويند(منظور شاهزاده اداره اطلاعات شهرباني است)بردند و بازجويي كردند. وقتي مي خواستم از آنجا بيرون بروم پرسيدم ممكن است بفرماييد شما اين اطلاعات را از كي گرفته ايد؟آنها گفتند از دفتر خودتان. بعد من با سادگي پرسيدم يعني از كي؟كه آنها خنديدند و گفتند نمي توانند اين را به من بگويند. با اين حال من باز هم در دفترم از دولت انتقاد مي كردم.«حميدميرزا قاجار آخرين وليعهد سلسله قاجاريه در سال 1367 در شهر لندن درگذشت (مرد).

همواره نام این قاجار ها همراه نفرت در ذهن است.هر کدام از دیگری پست تر و فرومایه تر از آغا محمد گرفته تا حمید

دوستان گرامی اگر کسی از خانواده حمید اطلاعی دارد لطفا در نظرات این تارنما بنویسد. (البته امیدوارم که کل خانواده اش در همان سال منقرض شده باشند.)

راستی از بابت غیبت چند هفته ای ام از همگی شما پوزش می خواهم.

+ نوشته شده در  88/08/12ساعت 15:8  توسط امیر حسین  | 

دوستان عزیز غیبت چند وفت مرا ببخشید ....

+ نوشته شده در  88/07/29ساعت 19:54  توسط امیر حسین  | 

http://www.khoreahoraee.mihanblog.com/post/1

چو ایران نباشد تن من مباد

بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

به راستی ایران چگونه سرزمینی است؟ به راستی این سرزمین اهورایی چه رازی دارد؟ این چه خاکیست که روزهایی بس تلخ و شیرین دیده اما سر خم نکرده و پایدار مانده؟ این چه سوالیست خوب اگر سرزمین زرتشت و کوروش و آرش و بابک و نادر و ستارخان اینگونه نباشد شگفت آور خواهد بود...

http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?showtopic=11858

ایرانی سرافراز

تا کنون بدین اندیشیده ای که خاکت طی هزاران سال همچنان ایستاده و کمر خم نکرده؟

دوستان من به قدرت های جهانی در این سالیان بنگرید...

سکا ها کجایند؟  مقدونیه چه شد؟ مقدونیه پس از چندی از تهاجم اسکندر گجستگ(ملعون) مستعمره شد و نامی از آن نبود تا پس از جنگ جهانی دوم... یونان با آن همه ادعا سرنوشتی بهتر از مقدونیه نداشت...

مصر با آن همه فراعنه کجا رفتند؟آنها که حتی زبانشان را نیز از دست دادند و تازی شدند و امروز بدین پلیدی می بالند !!!!

چنگیز و دوستان جانی اش امروز به کدامین سویند؟ به راستی مغولستان اکنون در چه حال است؟

دولت رم و عثمانی چه شدند؟

اشخاص را که دیگر نگو... افشین و سلطان حسین و قاجار و پیشه وری ها و تجزیه طلبان و آنان که کین میهن داشتند ... که تکلیفشان معلوم است و تاریخ آنان را به زباله دانی اش انداخت...

می بینی که همه ابر قدرتان زمان پس از چندی حتی نامشان از صفحه روزگار و نقشه ها محو شد(مستعمره شدند یا از بین رفتند) و اگر نامی از آنان ماند یا دوباره به وجود آمد جز نکبت و بدبختی نیست... اما ایران همچنان زنده و سربلند پا بر جاست.

ایران سرزمین بزرگیست از همه اقوام و هر کس ایرانیست آریاییست....

به آذریان نگویید ترک چون آنان آذری هستند

به برخی از هم میهنان شریف کنار شاخاب پارس نگویید تازی چون آنان زبانشان عربی شده و عرب زبانان گرامی ایرانی مایند...اگر آنان تازی هستند پس کوروش بزرگ که از انشان (خوزستان کنونی) است تازیست؟؟؟؟؟

کردهای دوست داشتنی که از با اصالت ترین آریاییان هستند و زبانشان خود بر همین گواه است و همانطور که همه میدانید شباهت به پهلوی دارد و فرزند زبان پهلویست و از زبان های ایرانی آریاییست

در پایان این را می گویم

پارس و آذری و کرد و بلوچ و لر و ترکمن و گیلکی و عرب زبان و ...  همه ایرانی اند و خود را ایرانی میدانند و بدان می بالند و همین است رمز پایندگی و سرافرازی ایران طی هزاران سال ... که اگر اینگونه نبود ایران اهورایی نیز امروز سرنوشتی چون دیگر کشورهای یاد شده می داشت...

پاینده باد ایران

پوینده باد ایرانی

جاوید مرز پر گهر

+ نوشته شده در  88/06/17ساعت 11:57  توسط امیر حسین  | 

یکی از یاران گرامی (مهرداد) در تارنمایشان که در پیوندهای این وبلاگ وجود دارد پاسخی جامع و کامل به تجزیه طلبان و پانترکان بی خرد داده اند که امیدوارم این نوشتار را بخوانید.

http://pantorksetiz.blogfa.com/post-6.aspx

این نوشتار در  یکشنبه ۱ شهریور ۸۸ به روز شده است.

+ نوشته شده در  88/06/02ساعت 15:25  توسط امیر حسین  | 

اصفهان نصف جهان

اگر نباشد تبریز

بازار تبریز از بزرگ‌ترین بازارهای سرپوشیده جهان و یکی از شاهکارهای معماری ایرانی است. این بازار در سال ۱۱۹۳ هجری قمری بر اثر زلزله با خاک یکسان شد، اما طولی نکشید که به همت مردم شهر بازسازی شد.

بازار تبریز هم اکنون به طول یک کیلومتر بزرگ‌ترین مجموعه به هم پیوسته و مسقف دنیاست و در سال ۱۳۵۴ در فهرست آثار ملی ثبت شده‌است.

طاق‌ها و گنبدهای مقرنس بلند آن، سازه‌های آجری به هم پیوسته، آرایش مغازه‌ها، کثرت تیمچه‌ها، وجود انواع مشاغل و تعداد زیادی مدرسه و مسجد که در کنار سراهای بازرگانی قرار گرفته‌اند، این بازار را نمونه‌ای عالی از محیط تجارت و زندگی اسلامی و شرقی ساخته‌است. سبک معماری، کثرت سراها و تیمچه‌ها و وجود تعدادی مدرسه و مسجد نیز به این مجموعه اهمیت و امتیازی خاص داده‌اند. از تاریخ بنای اولیه مجموعه بازار تبریز اطلاعی در دست نیست لیکن اکثر مورخین و جغرافی نویسان و جهانگردان اسلامی و خارجی که از قرن چهارم هجری تا عهد قاجار از تبریز دیدن نموده‌اند اسناد مهم و مدارک ارزنده‌ای را درباره بازار و وضع بازرگانی تبریز ارائه داده‌اند. از مقدسی ـ یاقوت، مارکوپولو، ابن بطوطه، حمدالله مستوفی، کلاویخو، جان کارت رایت انگلیسی، شاردن، جملی کاردی جهانگرد ایتالیایی و دهها سیاح و مورخ دیگر مطالب جالب توجهی به جای مانده که دال بر اهمیت مجموعه بازار در دوره‌های مختلف بوده‌است. وجود مدارس و مساجد تاریخی مهم و معروفی چون مسجد جامع، مدرسه حاج صفرعلی، مدرسه صادقیه در این بازار نیز گواه بر پیشینه تاریخی این مجموعه بنا می‌باشد.

بازار کنونی تبریز مربوط به اواخر زندیه (یعنی بعد از زلزله‌ای که در سال ۱۱۹۳ هجری قمری روی داد) و عصر قاجار می‌باشد. در زمان عباس میرزا که تبریز ولیعهد نشین و دارالسلطنه گردید. سراها و تمیمچه‌ها و بازارهای عالی تازه‌ای احداث شد.

بازار تبریز با طاقها و گنبدهای بلند آجری شامل بازار امیر، بازار کفاشان، راسته بازار، بازار حلاجان، یمینی دوز بازار، راسته کهنه، بازار حاج محمد حسین، بازار مشیر، بازار دلاله زن بزرگ، بازارچه صفی، بازار امیر ابوالحسن سرای حاج رسول، سرای حاج میرزا علی نقی، تیمچه و سرای شیخ کاظم، تیمچه حاج صفرعلی، تیمچه و دالان میرزا شفیع، تیمچه ملک، ... که به اختصار چند اثر اشاره می‌شود.

بازار تیمچه امیر یکی از شاهکارهای جالب معماری و با شکوه ترین تیمچه‌های بازار تبریز به حساب می‌آید.

تیمچه حاج صفرعلی بنائی است معظم که بانی آن حاج صفرعلی خوئی بازرگان معروف معاصر فتحعلی شاه قاجار می‌باشد.

تیمچه مظفریه ـ تیمچه مظفریه نیز یکی از زیباترین بخشهای بازار است که حاج شیخ جعفر قزوینی تاجر سرشناس دوره ناصرالدین شاه آن در سال ۱۳۰۵ ساخته بود و به مناسبت حضور مظفر الدین میرزا ولیعهد وقت دراین تیمچه به نام مظفریه نامگذاری کرد.

بازار تبریز هم اکنون به طول یک کیلومتر بزرگ‌ترین مجموعه به هم پیوسته و مسقف دنیاست و در سال ۱۳۵۴ در فهرست آثار ملی ثبت شده‌است.

طاق‌ها و گنبدهای مقرنس بلند آن، سازه‌های آجری به هم پیوسته، آرایش مغازه‌ها، کثرت تیمچه‌ها، وجود انواع مشاغل و تعداد زیادی مدرسه و مسجد که در کنار سراهای بازرگانی قرار گرفته‌اند، این بازار را نمونه‌ای عالی از محیط تجارت و زندگی اسلامی و شرقی ساخته‌است. سبک معماری، کثرت سراها و تیمچه‌ها و وجود تعدادی مدرسه و مسجد نیز به این مجموعه اهمیت و امتیازی خاص داده‌اند. از تاریخ بنای اولیه مجموعه بازار تبریز اطلاعی در دست نیست لیکن اکثر مورخین و جغرافی نویسان و جهانگردان اسلامی و خارجی که از قرن چهارم هجری تا عهد قاجار از تبریز دیدن نموده‌اند اسناد مهم و مدارک ارزنده‌ای را درباره بازار و وضع بازرگانی تبریز ارائه داده‌اند. از مقدسی ـ یاقوت، مارکوپولو، ابن بطوطه، حمدالله مستوفی، کلاویخو، جان کارت رایت انگلیسی، شاردن، جملی کاردی جهانگرد ایتالیایی و دهها سیاح و مورخ دیگر مطالب جالب توجهی به جای مانده که دال بر اهمیت مجموعه بازار در دوره‌های مختلف بوده‌است. وجود مدارس و مساجد تاریخی مهم و معروفی چون مسجد جامع، مدرسه حاج صفرعلی، مدرسه صادقیه در این بازار نیز گواه بر پیشینه تاریخی این مجموعه بنا می‌باشد.

بازار کنونی تبریز مربوط به اواخر زندیه (یعنی بعد از زلزله‌ای که در سال ۱۱۹۳ هجری قمری روی داد) و عصر قاجار می‌باشد. در زمان عباس میرزا که تبریز ولیعهد نشین و دارالسلطنه گردید. سراها و تمیمچه‌ها و بازارهای عالی تازه‌ای احداث شد.

بازار تبریز با طاقها و گنبدهای بلند آجری شامل بازار امیر، بازار کفاشان، راسته بازار، بازار حلاجان، یمینی دوز بازار، راسته کهنه، بازار حاج محمد حسین، بازار مشیر، بازار دلاله زن بزرگ، بازارچه صفی، بازار امیر ابوالحسن سرای حاج رسول، سرای حاج میرزا علی نقی، تیمچه و سرای شیخ کاظم، تیمچه حاج صفرعلی، تیمچه و دالان میرزا شفیع، تیمچه ملک، ... که به اختصار چند اثر اشاره می‌شود.

بازار تیمچه امیر یکی از شاهکارهای جالب معماری و با شکوه ترین تیمچه‌های بازار تبریز به حساب می‌آید.

تیمچه حاج صفرعلی بنائی است معظم که بانی آن حاج صفرعلی خوئی بازرگان معروف معاصر فتحعلی شاه قاجار می‌باشد.

تیمچه مظفریه ـ تیمچه مظفریه نیز یکی از زیباترین بخشهای بازار است که حاج شیخ جعفر قزوینی تاجر سرشناس دوره ناصرالدین شاه آن در سال ۱۳۰۵ ساخته بود و به مناسبت حضور مظفر الدین میرزا ولیعهد وقت دراین تیمچه به نام مظفریه نامگذاری کرد.

منبع:ویکیپدیا

+ نوشته شده در  88/06/01ساعت 12:38  توسط امیر حسین  | 

ای سر سبز وطن، آذرآبادگان من
از تو جدا يكنفس، مبادا ايران من
روزگارت بر امان، دور از دست گزند
پشت تو بي لرزه باد، همچنان كوه سهند
سرفراز ياور ايران من
پر غرور خاك ستارخان من
آنكه دلش مي زند ، نبض جدايي در باد
با او سخن مي گويم ، تا نگهدارد به ياد
آذرآبادگان من، جان جانان من است
قيمت خون ارس، رگ ايران من است
خانه شمس و زرتشت آبروي ميهن است

چه نزديك تو باشم، چه در غربت غريب و دور…
تو را نمي دهم ز دست، اي مرز عشق و شعر و شور
مگر بي تو مي شود، زمزمه ارس شنيد؟
مگر بي تو مي شود به معناي وطن رسيد؟
سرفراز ياور ايران من
پر غرور خاك ستارخان من

+ نوشته شده در  88/05/25ساعت 12:17  توسط امیر حسین  | 

 

روستای تاریخی و زیبای کندوانِ شهرستان اسکو در فاصله 22 کیلومتری جنوب شهر اسکو و 62 کیلومتری شهر تبریز واقع است.

 

کندوان روستایی است کوهستانی و ییلاقی که خانه های هرمی شکل آن از نوع معماری صخره ای و در نوع خود کم نظیر است. قدمت این روتا طبق بررسی های انجام یافته به قرن هفتم هجری و طبق نظریه هایی به دوره های قبل از اسلام مربوط می شود. بلندی این تپه های مخروطی و هرمی شکل گاهی به حدود 30 تا 40 متر می رسد. داخل این خانه های صخره ای اتاق های متعددی حفر گردیده و به صورت منازل مسکونی ، انبار و محل نگهداری دام مورد استفاده قرار گرفته اند.

در داخل هر مخروط حفره هایی از یک تا چهار طبقه حفاری شده و کوچه ها در واقع همان شیارهای ناشی از آبرفت های مربوط به باران است که در طی سالیان دراز ایجاد گردیده است.

دور نمای خانه های صخره ای این روستا به صورت تپه های کم نظیر کله قندی مخروطی در نوع خود منحصر به فرد است و منظره خاصی به این روستا بخشیده است.

نوع زندگی کوهستانی و دامداری سنتی و شدت سرمای زمستان در این منطقه ییلاقی روستائیان را مجبور به سکونت در این خانه ها نموده است که به علت تامین گرمای طبیعی ، برای زندگی مناسب است. 

 

آب معدنی کندوان

علاوه بر ترکیب و معماری جالب خانه های این روستا وجود آب معدنی گوارایی که در کنار رودخانه از دل یک تپه سرچشمه می گیرد نیز بر شهرت کندوان افزوده است. آب معدنی کندوان برای رفع امراض کلیوی بسیار مفید تشخیص داده شده است ؛ از این جهت بسیاری از مردم بخصوص بیماران برای تهیه این آب گوارا به روستای کندوان مراجعه می نمایند.

بطور کلی روستای کندوان به جهت وجود آب معدنی و خانه های جالب و منحصر به فرد و دره سرسبز و خرم وآب و هوای مطبوع و همچنین وجود محصولات لبنی و عسل معروف کوهستانی سبب جذب تعداد زیادی از گردشگران داخلی و خارجی از دور و نزدیک به این روستا شده است.

در فصول مناسب خصوصا تابستان روستای کندوان میزبان مسافران بسیاری است که به دیدن این منطقه کم نظیر می آیند.

به نظر می رسد صخره های مخروطی شکل کندوان در مراحل اولیه زمین شناسی در نتیجه جابه جایی کوه ها و فشارهای درونی به سطح زمین راه یافته و شکل گرفته اند و حفره های طبیعی مخروط ها نشان می دهند که همزمان با شکل گیری آن ها با آزاد شدن گازهای درونی این حفره ها بوجود آمده اند.

کندوان لغتی کاملا ترکی است که از دو لغت کند بمعنای ده و وان بمعنای مکان تشکیل یافته است. میتوان گفت کندوان یعنی دهکده. متاسفانه برخی بیسواد یا نااطلاع از زبان غنی ترکی آذربایجان کندوان را آشیانه زنبور عسل معنی نموده اند که خلاصه میگوییم کاملاً غلط است.

آیا کندوان همتایی دارد؟

تا جایی که مطالعات نشان داده است نمونه هایی مشابه معماری صخره ای کندوان تنها در دو نقطه کاپادوکیه ترکیه و ایالت داکوتای آمریکا در سطح جهانی وجود دارد ولی از نظر جاری بودن زندگی در این اماکن ، کندوان یک استثناء جهانی است.

+ نوشته شده در  88/05/20ساعت 19:10  توسط امیر حسین  | 

سد و سومین سالروز دگرگونی مشروطه

بر هم میهنانم شاد باد.

        

درود بر روان پاک همه کسانی که برای این جنبش تلاش کردند و درود بر مردم دلیر تبریز

+ نوشته شده در  88/05/14ساعت 11:38  توسط امیر حسین  | 

IRAN iRan Iran IRan irAn iraN IRAn IrAn IrAN IrAN IRAN IRAN iRan Iran IRan irAn iraN IRAn IrAn IrAN IrAN IRAN IRAN iRan Iran IRan irAn iraN IRAn IrAn IrAN IrAN IRAN IRAN iRan Iran IRan irAn iraN IRAn IrAn IrAN IrAN IRAN IRAN iRan Iran IRan irAn iraN IRAn IrAn IrAN IrAN IRAN IRAN iRan Iran IRan irAn iraN IRAn IrAn IrAN IrAN IRAN IRAN iRan Iran IRan irAn iraN IRAn IrAn IrAN IrAN IRAN IRAN iRan Iran IRan irAn iraN IRAn IrAn IrAN IrAN IRAN IRAN iRan Iran IRan irAn iraN IRAn IrAn IrAN IrAN IRAN IRAN iRan Iran IRan irAn iraN IRAn IrAn IrAN IrAN IRAN IRAN iRan Iran IRan irAn iraN IRAn IrAn IrAN IrAN IRAN IRAN iRan Iran IRan irAn iraN IRAn IrAn IrAN IrAN IRAN IRAN iRan Iran IRan irAn iraN IRAn IrAn IrAN IrAN IRAN IRAN iRan Iran IRan irAn iraN IRAn IrAn IrAN IrAN IRAN

+ نوشته شده در  88/05/07ساعت 16:45  توسط امیر حسین  | 

خروج هواپیمای ارومیه - تهران از باند
بنا به گفته یکی از مسافران که در این پرواز حضور داشت، گفت: «پرواز هواپیمای ایر‌باس 272 از ارومیه به تهران در زمان فرود بنا به گفته خلبان دچار اشکال فنی شد.» 
ایلنا: پرواز ارومیه به تهران که قرار بود ساعت 12:45 امروز صورت بگیرد،در فرودگاه تهران دچار اشکال فنی و از باند فرود این پرواز خارج شد.

پرواز ارومیه به تهران که قرار بود ساعت 12:45 دقیقه امروز صورت بگیرد، با 45 دقیقه تاخیر در فرودگاه تهران دچار اشکال فنی و از باند فرود این پرواز خارج شد که نگرانی‌های زیادی را برای مسافران به همراه داشته است.

بنا به گفته یکی از مسافران که در این پرواز حضور داشت، گفت: «پرواز هواپیمای ایر‌باس 272 از ارومیه به تهران در زمان فرود بنا به گفته خلبان دچار اشکال فنی شد.»

وی افزود: «قبل از نشستن هواپیما در باند مخصوص خود، هواپیما از باند خارج و به سختی توسط خلبان هواپیما کنترل گردید.»
منبع:فردانیوز
+ نوشته شده در  88/05/04ساعت 18:58  توسط امیر حسین  | 

 
" src="http://files.myopera.com/channelone-fan/files/SalShirokhorshid/Shirokhorshid_Year.gif" border=0> ایران را از پلیدی وطن فروشان و تجزیه طلبان پاک کنیم  پاینده ایران,مرگ بر وطن فروشان تجزیه طلب
بدون سانسور| کدهای موزیک